|
علي گويان پيش به سوي غدير
سایت
غدير در راه است، تكرار و يادآورعظمت ولايت راستين و منزلگاه عاشقانمحمدصلى الله عليه وآله! غدير پل صراط بهشتيان زمين است،شاه راهى است مستقيم كه بى هيچ انحرافىبه خدا مىرسد; چرا كه محمدصلى الله عليه وآلهفرمود: "اليوم اكملت لكم دينكم و اتممتعليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا "در همان جا بود كه براى آنها كه بسياردوستشان مىداشت و برايشان دلمىسوزاند، دو ثقل گرانبها بر جاىگذاشت; دو گوهر بىنظير و دو واسطى كهمؤمن را براى رسيدن به معشوق بس بود.قرآن و عترتشعليهم السلام. دو يادگارارزشمند كه هركس به آنها چنگ زد وتمسك جست، بىنياز از تمامى قدرتها شد. اگر دوازده پيشواى معصوم با آنعظمت وجودى، مظلوم واقعه سقيفه قرارگرفتند و از خلافت ظاهرى محروم گشتند، تمامى افتخار انقلاب اسلامى ما در اين بودكه خواستار ولايت و خلافت امام عصرشديم و هر آنچه كرديم چيزى جز فرماننايب بر حقش نبود. و علىعليه السلام عيدى غدير پيامبر براى غديريان بود آن روز ولايت، خلافت و وصايتعلىعليه السلام بر صفحه تاريخ حك شد. آنروز راهنماى رحيم اين امت، خسته ازبيست و سه سال رسالت، بار عظيم اينامانت الهى را بر دوش پرتوان علىعليه السلامقرار داد. هر كه در آن صحنه حضور پيداكرد، نداى "من كنت مولاه فهذا علىمولاه"محمدصلى الله عليه وآله را شنيد و دست علىراكه پرصلابت دردستان محمد به سوىآسمان بالا رفته بود نظاره كرد. ... اما چگونه شد كه اين حكاكى و قلمزدن الهى بر صفحه تاريخ كمرنگ گشت واصل مساله ولايت از مرحله والاى انتصابالهى به مرحله پست انتخاب عوام تنزل پيداكرد. اصلا بهتر استبگوييم خلافت الهىبه امارتى زاهد مابانه تبديل گشت; تفسيرروشنى از آيه "قالت الاعراب آمنا قل لمتومنوا ولكن قولوا اسلمنا"بايد گفت آنچه كه ايمان ناميده مىشددر قلبهاى آنها رسوخ نكرده بود، حتىفلسفه نبوت و ارزش آن را درك نكردهبودند كه به وصى منتخب و جانشين بعد ازايشان نيز تن دهند. تا آن جا مقام والاى اورا پايين آوردند كه به مقايسهاش با معاويهپرداختند. اگر دوازده پيشواى معصوم با آنعظمت وجودى، مظلوم واقعه سقيفه قرارگرفتند و از خلافت ظاهرى محروم گشتند، تمامى افتخار انقلاب اسلامى ما در اين بودكه خواستار ولايت و خلافت امام عصرشديم و هر آنچه كرديم چيزى جز فرماننايب بر حقش نبود. از ماديات گذشتيمچون "خمينى امام" دستور داده بود، تحريماقتصادى را تحمل كرديم زيرا كلام "او" رادر قلب باور داشتيم كه "آمريكا شيطانبزرگ است" و مصرف هر كالايش رابرداشتن گامى بسوى دوزخ دانستيم. هشتسال دفاع مقدس را با از دست دادنبهمترين عزيزانمان به جان خريديم; زيراخرسند بوديم كه نعمت ولايت امام بر سرماست و هرآنچه نعمت و فيض برماست،بهخاطر وجود اوست. آرى تمامى سرور و خرسندى وسعادتمان اين بود كه بار ديگر "غدير" رازنده كردهايم و اجتماع منحرفانه "سقيفه " را براى هميشه بر هم زدهايم وولايت و خلافت را به صاحب اصليشبازگرداندهايم كه صد البته همه اينجزتفضل خداوندى چيزى ديگر نبود. پس از رحلت ناباورانه "امام" نيز روحاو را در خامنهاى زنده يافتيم و دل و جانخود را در دستان او قرار داديم و او رابرترين ميراث بر غدير دانستيم. به راستى كدامين ارزش انقلاب والاتراز ارزش ولايت است. نكند سخن از حفظارزشهاى انقلاب سر دهيم و از برترين آنيعنى "ولايت فقيه" غافل بمانيم! آن روز ولايت، خلافت و وصايتعلىعليه السلام بر صفحه تاريخ حك شد. آنروز راهنماى رحيم اين امت، خسته ازبيست و سه سال رسالت، بار عظيم اينامانت الهى را بر دوش پرتوان علىعليه السلامقرار داد. هر كه در آن صحنه حضور پيداكرد، نداى "من كنت مولاه فهذا علىمولاه"محمدصلى الله عليه وآله را شنيد و دست علىراكه پرصلابت دردستان محمد به سوىآسمان بالا رفته بود نظاره كرد. ما نيازمند و تشنه تبيين قوانين الهى وبناى تمدنى قوى با استمداد از پيشينهاسلام و رهنمود و راهنماييهاى آن جهانىهستيم و چه كسى گوياترين زبان در اينعرصه از ولى عصرمان است؟ ايران اسلامى براى اسلامى ماندنش،براى مدينه فاضله شدنش نيازمند تعابير والفاظ مدرن نيست، با همان كلام الهىبرترين انسان قرن، با همان الفاظ ساده اما شيواى امام راحلرحمه الله به راحتى مىتوانايران را كعبه آمال مستضعفان و خار چشمدشمنان قرار داد. با همان صحنه ساده وبىريا اما عظيم و با شكوه غدير مىتوانايران را جاويد ساخت و تنها با ولاى علىمىتوان به ظهور مهدى عجلالله تعالىفرجهالشريف رسيد.
|